طلوع آرامش در خانواده

فرهنگی تربیتی اجتماعی پزشکی

یادمان باشد

یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد

نگاهی بد نکنیم که دل کسی بلرزد

خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

یادمان باشد که روز و روزگار خوش است

وتنها دل ما دل نیست

یادمان باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم

و از آسمان درسِ پـاک زیستن

یادمان باشد سنگ خیلی تنهاست ...

یادمان باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنیم مبادا دل تنگش بشکند

یادمان باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ایم ... نه برای تکرار

اشتباهات گذشتگان

یادمان باشد زندگی را دوست داریم

یادمان باشد هر گاه ارزش زندگی یادمان رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی

قربانگاه می رود زل بزنیم تا به مفهوم بودن پی ببریم

یادمان باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش

عشق می بارد به اسرار عشق الهی و خدایی پی برد و زنده شد

یادمان باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشیم

یادمان باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود

یادمان باشد هیچگاه لرزیدن دلمان را پنهان نکنم تا تنها نمانیم

یادمان باشد هیچگاه از راستی نترسیم و نترسانیم

یادمان باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت

یادمان باشد زمان بهترین استاد است

یادمان باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیمان بزنیم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبیم

یادمان باشد با کسی انقدر صمیمی نشویم شاید روزی دشمنمان شود

یادمان باشد با کسی دشمنی نکنیم شاید روزی دوستمان شود

یادمان باشد قلب کسی را نشکنیم

یادمان باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد

یادمان باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنیم

یادمان باشد امید کسی را از او نگیریم شاید تنها چیزیست که دارد

یادمان باشد که عشق کیمیای زندگیست

یادمان باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند

یادمان باشد زنده ایم و اشرف مخلوقات
و در نهایت
یادمان باشد ببخشیم تا بخشیده شویم

[ هجدهم خرداد 1393 ] [ 1:42 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

آرامش، صفا و صداقت ارمغان نماز در خانواده

نماز پشتوانه و آرام بخش روان انسان است. اگر در محیط خانواده فرهنگ نماز گسترش و ژرفا بیابد، اگر ترنم نماز، فضای خانواده را معطر و متبرک سازد. اگر کودکان و فرزندان، پدر و مادر را مقید و معتقد به نماز ببینند، بی هیچ تردید آنان نیز الگوی خویش را از خانواده خواهند گرفت و انس و الفت با نماز خواهند یافت که ره آورد آن پرهیز از منکر و ناهنجاری ها و گریز از آلودگی و همسایگی با پاکی و تهذیب و صفا و صداقت است. خواندن نماز به طور مداوم و محافظت بر آن، آرامش روانی پدید می آورد و دل مومن را امنیت می بخشد. نماز شستشوگر روان از گناه است و قلبی که در آن تاریکی گناه نباشد از آرامش و اطمینان و صفا لبریز می شود چنان که پیامبر فرموده: «انسانی که نمازهای پنجگانه را به جای می آورد، مانند آن است که در روز پنج بار شنا کرده و از آلودگی ها به درآمده است». پس نماز مانع ابتلا به آلودگی و گناه است و چون خواندن نماز بیشتر در خانه انجام می شود اگر یکایک اعضای خانواده نمازگزار باشند، همگی با هم آرامش روانی را در خانه به ارمغان می آورند و درپناه آن با موفقیت زندگی می کنند. نمازخواندن موجبات افزایش اعتماد به نفس را فراهم می آورد؛ زیرا وقتی آدمی با خدا سخن می گوید و از او استعانت می جوید توان بیشتری را در خود احساس می کند که ناشی از اتکای به خدای تعالی است و باعث افزایش موفقیت های او در زندگی می شود. زیرا نماز نقش مدد رسانی دارد. چنان که قرآن می فرماید: از نماز و روزه کمک بجویید. انسان برخوردار از امدادهای ناشی از اقامه نماز، فردی موفق تر است و موفقیت های روزافزون، اعتماد به نفس و آرامش آن را درپی دارد. درمحیط خانواده ای که اعضای آن نماز را برپا می دارند، فضای آرامی حاکم است. پیر و جوان و کودک و خردسال همه از احترام و عزت نفس بهره گرفته اند و انسان برخوردار از کمال که هنگام سجده بر سر آستان معبود می ساید و پیشانی خود را به رسم تواضع و بندگی برخاک می گذارد درهمه جا و از جمله محیط خانواده نیز متواضع است و احترام دیگران را پاس می دارد. پس در خانه ای که همه در برابر معبود متواضع اند و حرمت یکدیگر را نمی شکنند همه از عزت نفس و آرامش روانی برخوردارند و جلوه های عشق را به نمایش می گذارند. در خانه ای که تشکر و سپاسگزاری از یکدیگر وجود داشته باشد دلسردی ها و ناپایداری ها در آن جایی ندارد و این ابراز عشق و علاقه و سپاس و تشکر احساس تعلق به جمع خانواده را پدید می آورد. ابراز محبت یکی از نیازهای اساسی روانی است که با تامین آن تعادل و بهداشت روانی فرد تحقق می یابد. وجود دل های پرمحبت و با صفا کانون خانواده را گرم و روابط عاطفی را در آن مستحکم می کند و آدمی در برخورد با افراد صمیمی و مهربان کمتر احساس آزردگی و سرخوردگی می کند و خود را در محیطی آرام سرشار از روابط گرم می یابد زیرا عبادت و نماز به زندگی او معنا و جهت داده و آرامش بخشیده است. درخانه ای که فضایی معنوی حکم فرما باشد زن و شوهر و فرزندان با رضایت و صمیمیت همدیگر را در راه اقامه نماز تشویق و کمک می کنند و همه نمازگزار هستند همگی از افسردگی به دور می مانند زیرا خواسته ها و نیازها و رازها را با معبود خود بازگو می کنند و کسی که پیوسته با خدای خویش راز و نیاز کند و غم دل بازگو کند هرگز مبتلا به افسردگی نمی شود. باید باور کنیم که غذای روحی بچه ها و اکسیژن جان آنان و خوشبختی و آخرتشان به رابطه آنها با آفریدگار مهربان بستگی دارد، پس با دلسوزی و صبر به دنبال راه های جدید، بیان های جذاب، ابتکار درطرح مسئله و شیوه های مناسب دعوت به نماز باشیم و این هنری است که خانواده و مدرسه و جامعه باید متناسب با نیازمندی های سنی افراد فرهنگ سازی کند؛ زیرا نیایش نیاز درونی انسان است و باید متناسب با رغبت های فراگیران جستجو کرده و براساس آن اقدام کند در چنین صورتی نماز نماد باشکوه نیایش و فرهنگ غالب تمامی جوانان، مردان و زنان و خانواده های ما خواهدشد، فرهنگی که تمامی مردم داوطلبانه و از روی عشق و علاقه آن را برخواهندگزید و محیط خانواده ها از آرامش روانی و روحیه همراهی و همدلی و شادابی سرشار می شود.

[ هجدهم خرداد 1393 ] [ 1:23 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

عید با فاطمه (س)

[ یازدهم فروردین 1393 ] [ 0:4 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

ایـنـگـونـه زنـدگـی کـنـیـم
ایـنـگـونـه زنـدگـی کـنـیـم


1- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنیم: ما نمی‌دانیم که بین آنها چه می‌گذرد.
2- افکار منفی نداشته باشیم، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنیم.
3- بیش ازحد توان خود کاری انجام ندهیم.
4- خیلی خود را جدی نگیریم.
5- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنیم.
6- حسادت یعنی اتلاف وقت، ما هر چه را که باید داشته باشیم، داریم.
7- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشیم. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشیم.
8- با گذشته خود رفیق باشیم تا زمان حال خود را خراب نکنیم...
9- هیچ کس مسئول خوشحال کردن ما نیست، مگر خود ما.
10- بدانیم که زندگی مثل مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزیم مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند که مانند کلاس جبر می‌باشند.
11- مجبور نیستیم که در هر بحثی برنده شویم. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

[ یازدهم فروردین 1393 ] [ 0:0 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

تبریک سال نو

تبریک سال نو 

چه افسانه ي زيبايي... زيباتر از واقعيت .. راستي مگر هر شخصي احساس نميکند


که نخستين روز بهار گويي نخستين روز آفرينش است؟

نوروز مبارک

[ هفتم فروردین 1393 ] [ 23:23 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

عشق ومحبت در خانواده
 عشق ومحبت در خانواده

محبّت‏ هدیه الهى است كه خداوند آن را در دل زن و شوهر قرار مى ‏دهد. «و جعل بینكم مودّة و رحمة»(روم21) 


یکی از خصلت های زنان بهشتی است : (عُرُباً أَتْراباً- 37/ واقعه)،امرأةٌ عَرُوبَةٌ: زنى كه روشنگر و اظهار كننده عفّت خود و محبّت‏ همسر خویش است. جمعش- عُرُب‏- است،

امام صادق (علیه السلام )مى ‏فرماید:«دوستان ما كسانى هستند كه به همسرانشان بیشتر محبت مى‏كنند.»

و نیز فرمودند:«از اخلاق پیامبران این است كه به همسرانشان محبت مى‏كنند.»بحار، ج 103 ص 223و228

وقتی روش های مفید و صحیح تربیت را بررسی کنیم به واضح می بینیم که :چیزى همانند محبت و گرم نگه داشتن كانون خانواده اثر بخش نیست، والدین وظیفه شناس باید محیط خانه را كه فرزندانشان در آن محیط پرورش مى‏یابند، كاملًا سالم نگهدارند. خشت اول اصلاح و تربیت صحیح فرزند، به اصلاح محیط خانه است ومحبت زن و شوهر به همدیگر اساس سالم‏سازى محیط خانه است.



ادامه مطلب

[ هفتم فروردین 1393 ] [ 22:36 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

نـکات چهـل گانـه برای تـدام زنـدگی مشتـرک
نـکات چهـل گانـه برای تـدام زنـدگی مشتـرک 1. کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد. 2. گذشت کنیم؛ مطمئنا زندگی بدون خطا نیست و هر کدام از ما دچار اشتباهاتی می شویم و با گذشت می شود زندگی شیرین تری داشت. 3. این را قبول کنیم که او با یکسری عادات و خوی ها بزرگ شده است و راحت نمی تواند آنها را کنار بگذارد. به او فرصت دهیم. 4. به خاطر همسر خود کمی از مطالب مفید و روانشناسی استفاده کنیم؛ چرا که ما تجربه کافی را در اوایل زندگی نداریم. 5. قدر حال را بدانیم شاید فردا دیگر دیر باشد. 6. این را خوب درک کنیم که می توانید بهترین لحظات رو با همسر خود داشته باشیم؛ هیچ کس نمی تواند جای همسرمان رو بگیرد. 7. صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم. 8. منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی طرفانه قضاوت کنیم. 9. مثبت نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه های خوب زندگی را فراموش نکنیم. 10. یکدل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می شود و یکدلی به وجود می آورد. 11. ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می باشد. 12. با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می توانیم مالک قلب های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی برقرار کنیم. 13. محبت پذیر و قهر گریز باشیم؛ منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکار است. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد. 14. سعی کنیم همدیگر را در کارهایی که در دست انجام داریم تشویق کنیم؛ چراکه هیچ کس مثل زن و شوهر نمی توانند مشوق هم باشند. 15. راستگو باشیم؛ صداقت و راستی از بهترین سرمایه های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه های زندگی را سست می کند. 16. محیط خانواده را با صفا کنیم؛ فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد. 17. به نیازهای همسرمان توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می شود او خواسته های خود را به راحتی بیان کند. 18. بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛ در سایه ی سلامت جسمی و روانی می توانیم به هدف های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودگیش جلوگیری کنیم. 19. با یکدیگر مشورت کنیم؛ هر یک از زوجین باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می شود. 20. قدرشناس باشیم؛ از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسئولیت ها و همکاری هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه های خاصی نیازمند نیستیم! 21. احساس مسئولیت داشته باشیم؛ زن یا شوهر باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند. 22. سعی کنیم حرمت هم را همیشه رعایت کنیم. حتی موقع دعوا ! 23. خوش قول باشیم؛ برای حرف ها و قول های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسئول بدانیم چون خوش قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است. 24. سلایق و علایق او را بدانیم تا با این کار به او بگوئیم که چقدر برایمان مهم است؛ در بسیاری از موارد زن وشوهر از هم توقع دارند که او را خوب بشناسد و بدانند که او چی دوست دارد. 25. خود را به جای همسرمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : "اگر من جای او بودم چه می کردم" 26. سختی ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛ هم فکری بار مشکلات را سبک تر می نماید. 27. روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛ عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می کند. 28. به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی های زندگی مان را می پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می شود. 29. همدیگر را آرام کنیم؛ روزها همیشه بدون مشکل نیستند و شرایط سخت از زندگی جدایی ناپذیر است. اگر یک روز همسرمان عصبانی بود باید سعی کنیم او را آرام کنیم و بر عصبانیت او نیافزاییم. 30. با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته تر است. 31. با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز می تواند طوفانی از خشم و غضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد. 32. برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند. ۳۳. فرمان ندهیم؛ نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت. ۳۴. از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛ زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می شود. 35. روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می شود. هرگز نباید از نقطه ضعف ها به عنوان اسلحه ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم. 36. مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم. 37. مقایسه نکنیم؛ با مقایسه، هم همسر خود را از خود ناراحت می کنیم و هم زندگی را برخود سخت می گیریم اما باید بدانیم که تمام انسان ها نمی توانند شبیه هم باشند. 38. سعی کنیم در هر زمانی جویای حال همسر خود باشیم؛ این امر باعث می شود تا حس اهمیت زن وشوهر برای هم بیشتر شود. 39. روزهای خوب با هم بودن رو به یاد هم بیاریم؛ این امر باعث می شود تا روز های با خاطرات تلخ راحتتر فراموش شود. 40. شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می کند حتی الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف های او توجه داریم.

[ یکم آبان 1392 ] [ 0:54 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

راهکارهایی در تربیت بهتر فرزندان
راهکارهایی در تربیت بهتر فرزندان

 

1-به واکنش‌های خود در مقابل فرزندتان دقت کنید

در این مواقع همیشه باید به سن‌وسال او توجه داشته باشید و واکنش‌های مناسب با سن او را نشان دهید. هر سنی توقعات و انتظارات مناسب با آن سن را می‌طلبد. حساسیت‌های بی‌مورد شما و برخورد‌های خشونت‌آمیزتان تنها باعث شگفتی کودکان می‌شود زیرا از نظر خودش، هیچ کار اشتباهی مرتکب نشده و نمی‌تواند مفهوم کار شما را درک کند.

2-هنگام تنبیه فرزندتان، علت را برای او توضیح دهید

تنبیه در واقع برخورد والدین با فرزند است و تنها در زمانی اثربخش است که علت آن برای کودک و فایده آن برای والدین روشن باشد. همچنین تنبیه باید برای آموختن درسی به کودک باشد و تحت شرایط اصولی و منطقی اجرا گردد. زیاده روی در تنبیه تنها قبح آن را در نظر کودک از بین می‌برد و پس از مدتی بی‌توجه به آن به کار خود ادامه می‌دهد.

3-از تأکید بر کارهای بد کودک خودداری کنید

این کار تنها باعث تحقیر و کاهش اعتماد به نفس او می‌شود. او پس از مدتی احساس می‌کند که تمام کارهایش زشت است و نمی‌تواند توقعات والدین را برآورده سازد. بسیاری از پدر و مادرها، پیوسته در انتظار این هستند تا مچ کودک خود را بگیرند، بهتر است به جای آن، به تشویق رفتارهای پسندیده او بپردازید و با تأکید بر آنها، او را از انجام کارهای ناپسند بر حذر دارید.

4-از تربیت فرزند خود در مقابل دیگران چشم پوشی کنید

کودکانی که مدام در مقابل افراد دیگر به‌ویژه کودکان هم‌سن و سال خود مورد تصحیح و نصیحت قرار می‌گیرند، دچار ترس و خجالت می‌شوند و به‌تدریج اعتماد به نفس خود را برای حضور در جمع از دست می‌دهند. بسیاری از والدین احساس می‌کنند که این کار به صلاح فرزندشان است ولی نمی‌دانند که در واقع حس خشم و رنجشی درونی را در او پرورش می‌دهند و خیلی زود او را وادار به مقابله می‌کنند.

5-از محبت کردن به فرزندتان نترسید و او را در دریایی از عشق غوطه‌ور ‌سازید

هنگامی که کودکتان با مهر بزرگ می‌شود، در بزرگسالی جذب هر محبت جزئی نمی‌شود و زندگی خود را بر پایه‌های سست بنیان بنا نمی‌سازد. کودکی که حمایت و محبت والدین خود را دارد، می‌داند که زمان مشکلات، همیشه پناهگاهی امن در اختیار دارد که می‌تواند به سراغ آن رود و تسکین یابد.

6-از استقلال طلبی فرزند خود ناراحت نباشید

تا آنجا که می‌توانید، فرزندتان را در انجام کارهای خود آزاد بگذارید و به او استقلال عمل دهید. انجام این امر، از کودک فردی مسئول، می‌سازد و او در مواقع خاص ناچار به تصمیم‌گیری‌های مهم می‌شود که همین مسئله در دوران بزرگسالی از او فردی مسئول، مستقل، مدیر مدبّری می‌سازد.

7-به کودکتان بیاموزید که هیچ انسانی کامل نیست

گفتن عباراتی مانند «نمی‌دانم»، «نمی‌خواهم» و «نه» در بعضی مواقع ضروری است و لزومی ندارد که کودک همواره برای هر کاری، پاسخ مثبت بدهد. گفتن عقاید شخصی در قالبی محترمانه، نداشتن یک پاسخ صحیح و بکار بردن عبارت نمی‌دانم، به کودک کمک می‌کند تا از فشار مضاعف برخود بکاهد و در هنگام برخورد با مسائل گوناگون، در کمال آرامش به حل آن بپردازد.

8-هر روز زمانی را به صحبت کردن با فرزند خود اختصاص دهید

حرف‌های صمیمانه و دوستانه به او بزنید. ایجاد این رابطه  شاید در دوران کودکی یک تفریح جذاب باشد ولی در دوران نوجوانی و جوانی یک ضرورت به حساب می‌آید و والدینی که از کودکی این کار را نکرده باشند، نمی‌توانند در دوران بلوغ فرزند خود این رابطه را ایجاد کنند.

به‌طور مثال زمانی در هفته را به گردش‌های دو نفره با او اختصاص دهید و در آن زمان با او در مورد ترس‌ها، نگرانی‌ها، علائق و احساساتش صحبت کنید. اگر از نظر کاری گرفتار هستید و برنامه‌ریزی هفتگی برای انجام این کار برایتان دشوار است، حداقل در هنگام خواب، چند لحظه‌ای در کنار تخت او بنشینید و به آرامی با او صحبت کنید و یا برایش کتاب بخوانید. البته دقت کنید که در هنگام این صحبت‌ها از نقش والدی سخت گیر و همیشه نصیحت‌گو در آمده و به یک دوست صمیمی و شنونده‌ای خوب تبدیل شوید.

9-به فرزندتان قول‌های بی‌پایه ندهید

قول‌هایی که می‌دانید از اساس امکان اجرای آن نیست را ندهید و همچنین از شکستن قول خود بپرهیزید و درصورت انجام آن، حتما برای فرزندتان توضیح دهید با این کار به او نشان می‌دهید که برایش ارزش قائل هستید. اگر خواهان آن هستید که فرزندی با شخصیت و مثبت اندیش و محترم داشته باشید، حتما به این مورد عمل کنید.درصورت تکرار شکستن قول و قرار، کودک کم‌کم می‌آموزد که به محیط اطراف خود و انسان‌ها بی‌اعتماد شود و این مسئله در بزرگسالی به او لطمات جبران‌ناپذیری وارد می‌سازد.


[ یکم آبان 1392 ] [ 0:36 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

عشق یاد گرفتنی است!

عشق یاد گرفتنی است!

باید این اصل را بپذیریم که بچه ها دیدگاه های ما را یاد می گیرند و از طریق دیدگاه های ما زندگی می کنند. آنها متوجه می شوند ما چه تصوری نسبت به خود و چه تصوری نسبت به همسرمان داریم. اگر این تصوری که از همسرمان داریم حاکی از رفتار و احساساتی معطوف به احترام باشد، آنها نیز می آموزند که به ما و پدرشان و همه ی افراد جامعه در سطح دنیا احترام بگذارند. حتی اگر آن فرد افکار و رفتارش مطابق میل او نباشد. زیرا بچه ها عشق را از نگاه والدین می آموزند.

 اگر والدین نگاهی معطوف به عشق ، علاقه و پذیرش بی قید و شرط نسبت به یکدیگر داشته باشد ، فرزندان، عشق، علاقه و پذیرش بی قید و شرط را می آموزند و آن را بعنوان رفتار غالب زندگی خود دریافت می کنند. یعنی دست به نمونه برداری ادراکی می زنند و از طریق داده های این نمونه برداری تعمیم می دهند و می آموزند این رفتار را نسبت به انسان های مهم زندگی خود (همسر آینده اشان) داشته باشند.

مادر و پدر حتی در صدا کردن یکدیگر باید احترام و علاقه ی خود را نشان دهند و به فرزندان اجازه ندهند که حتی در غیاب یکی از والدین بی احترامی صورت گیرد ، در این صورت فرزند خانواده ی خود را مستحکم می بیند و عشق و احترام پدر و مادر به یکدیگر سبب دلگرمی آن ها به زندگی و دوری از تنش های درونی برای او می شود.

همکاری والدین

اولین ملاک در مورد تثبیت جایگاه پدر در خانواده توسط مادر این است والدین با هم همکاری و همدلی داشته باشند و یک درک متقابل بین آنها به وجود آید، پدر نقش حمایت کننده و سطح اتکای خوبی برای خانواده است و مادر نیز ضمن حفظ ارزش های پدر ، این موضوع را می پذیرد که در تمام ارکان زندگی برای موفقیت تک تک افراد خانواده می تواند بسیار موثر و مفید باشد.

برای این منظور مادر باید تصویر یک حامی از پدر بسازد و پدر نیز باور داشته باشد که مادر نقش سازنده و مفیدی در زندگی مشترکشان دارد و از جایگاه ویژه ای برای رشد فکری – عاطفی ، جسمی و اجتماعی افراد خانواده برخوردار است. اگر والدین در راستای فرزندپروری با یکدیگر همسنگ و همدل باشند ، بسیار موفق خواهند بود و زندگی مشترکشان سرشار از عشق و عطوفتی به فرزندانشان عرضه می کنند .

در صورتی که اگر والدین با هم اختلاف سلیقه و نظر داشته باشند ، هر کدام سعی دارند که ارایه نقش خود را قوی تر جلوه دهند و شیوه های رفتاری و تربیتی متفاوتی را اعمال کنند، چون هدفشان این است که نقش خود را پررنگ تر از نقش والد دیگر در حضور فرزندان مطرح کنند در این صورت زندگی به میدان رقابت تبدیل می شود که حتما باید یک برنده و یک بازنده داشته باشد و قربانی این نزاع بیش از همه، فرزندان خواهند بود. در حالیکه والدین می توانند با همکاری و تشریک مساعی ، در کمال احترام به یکدیگر به هدف های مورد نظر در زندگی مشترک و تربیت صحیح فرزندانشان اهتمام ورزند.

[ بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 1:11 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

تک فرزندی؛ داشتن یک فرزند خوب است یا بد؟...

تک فرزندی؛ داشتن یک فرزند خوب است یا بد؟...

تا به حال در مورد این که چند فرزند، خانواده رویایی شما را می‌سازند فکر کرده‌اید؟ یکی، دو تا یا بیشتر؟...

این روزها بسیاری از زوج‌های جوان بر این باورند که خانواده ایده ‌آل خانواده‌ ای با یک فرزند است و داشتن بیش از یک فرزند در خانواده سطح کیفی تربیت کودک را کاهش می‌دهد اما کارشناسان بسیاری هم وجود دارند که می ‌گویند تک فرزندی گرچه مزایایی دارد، اما معایبی هم به همراه می ‌آورد.

در سراسر جهان میلیون‌ ها زوج جوان وجود دارند که ترجیح می ‌دهند خانواده ‌ای سه عضوی داشته باشند اما میلیون‌ ها زوج دیگر هم هستند که به شمار بیشتر فرزندان اعتقاد دارند و به همین دلیل مهر درست یا غلط کوبیدن بر پرونده موضوعی که شمار موافق ‌ها و مخالف ‌هایش از حد فراوانی حتی در آمارها هم نمی ‌گنجند، غیر‌منطقی به نظر می ‌رسد اما به هر حال مقالات و گفتگوهایی که درباره دلایل داشتن بیش از یک فرزند شکل گرفته ‌اند بیشتر از آنهایی است که اصرار بر تک فرزندی دارند.

 یک فرزند خوب است؟

 زوج‌ هایی که به تک فرزندی معتقدند ممکن است خودشان را قانع کنند که اداره خانواده‌ای سه عضوی برای آنها از نظر اقتصادی به صرفه‌ تر است و در ضمن تک فرزندی به آنها این امکان را می‌ دهد که همه وقتشان را صرف تربیت، پرورش و نظارت بر تنها کودک خانواده کنند.

 تک فرزندها معمولا متکی به خود بار می ‌آیند و یکی یک دانه بودن‌ شان باعث می ‌شود توجه والدین کاملا به آنها معطوف شود اما در عین حال نبودن کودکی دیگر با اختلاف سنی کم نسبت به آنها در خانواده سبب می ‌شود دوران کودکی چندان طولانی نداشته باشند و به سرعت وارد دنیای بزرگسالان شوند و همین ورود زودهنگام به دنیای آدم بزرگ‌ها، در کنار حمایت مالی کامل والدین، شرایطی مناسب را برای پیشرفت اقتصادی این کودکان در بزرگسالی فراهم می ‌کند.

 تا اینجای کار لابد خیال می‌کنید شرایط زندگی یک کودک از این بهتر نمی‌شود و در آستانه پیوستن به گروه طرفداران تک فرزندی هستید اما بد نیست از معایب زندگی این کودکان هم بشنوید.

 دنیای تک فرزند ها

 وقتی از مزایای تک فرزندی می ‌گفتیم به معطوف شدن توجه والدین بر آنها اشاره کردیم اما این توجه گاهی هم به حد افراط می ‌رسد. «عسل فرهادی» پژوهشگر و جامعه‌شناس در این زمینه توضیح می ‌دهد: تک فرزندها کانون توجه خانواده می‌ شوند و این موضوع ممکن است به مرور زمان، خانواده را  فرزندسالار‌ کند.

 معمولا در این خانواده ‌ها حکم، حکم تک فرزند است چون او فقط یکی ‌است و پدر و مادر از نظر عاطفی به شدت به او وابسته ‌اند، پس احساس می ‌کنند باید همه خواسته‌ هایش را برآورده کنند. برآورده کردن خواسته‌ های تک فرزند در برخی موارد به اندازه ‌ای می ‌رسد که والدین ناخواسته برای راضی کردنش به او باج می ‌دهند.

 فرهادی می ‌گوید: تک فرزندها نیز به پدر و مادر وابستگی شدید دارند و حتی احتمال دارد بر اثر نزدیکی بیش از اندازه به آنها، توانایی برقراری ارتباط با همسالان‌شان را از دست بدهند.

 برای تک فرزندها والدین، تنها خویشاوند نزدیک محسوب می ‌شوند اما از آنجا که خواهر یا برادری ندارند در صورت فوت والدین به شدت تنها خواهند شد و اگر دوستانی صمیمی برای پر کردن خلأ عاطفی پس از فوت والدین نداشته باشند احتمال افسرده شدن آنها زیاد می ‌شود.

 سلامت روانی تک فرزندان

 تک فرزندی بر سلامت روانی کودک نیز تاثیری منفی دارد. در این زمینه حرف ‌های دکتر حسین ملک افضلی، استاد آمار حیاتی دانشگاه تهران شنیدنی است. این متخصص در گفتگو با ایرنا اذعان می ‌کند : «تک فرزندی در آینده ممکن است تاثیر منفی بر سلامت روان کودک در بزرگسالی بگذارد.»

 به گفته او ، این مشکل سبب می ‌شود تا نیم قرن دیگر واژه‌هایی چون «عمو، خاله، عمه و دایی» برای نسل ‌های جدید، تاریخی و غریب شوند!

براساس گفته‌ های این استاد می ‌توان نتیجه گرفت که اگر همه زوج‌ های جوان بخواهند تسلیم باور تک فرزندی شوند شبکه خانواده به شدت محدود می ‌شود و به این ترتیب فرصت ارتباط ‌های اجتماعی در رفت و آمدهای خانوادگی کم خواهد شد و در نهایت وابستگی آنها به شبکه خانوادگی نیز بی ‌رنگ می‌ شود.

 ملک افضلی معتقد است بی ‌همبازی و بی ‌هم‌صحبت ماندن تک فرزندها آنها را به خلأ عاطفی دچار می ‌کند که این خلأ با کودک رشد می‌ کند و در نسل‌ های بعدی آنها تاثیری منفی می ‌گذارد.

 از دیدگاه فرهادی، جای خالی کودکی دیگر در خانواده سبب می‌ شود تک فرزندها درک کاملی از سهیم شدن و مشارکت اجتماعی نداشته باشند و بسیاری از فرصت‌ های تربیتی که باید با حضور کودکی دیگر شکل بگیرند، از آنها دریغ شوند.

 تک فرزندها معمولا دیر یاد می‌ گیرند که چطور باید با کودکی دیگر ارتباط برقرار کنند، چطور مشاجره ‌ای را بین خودشان و او مدیریت کنند، چگونه اسباب بازی ‌هایشان را با هم قسمت کنند، با چه روشی با او بر سر موضوعی به تفاهم برسند و حتی در مواردی از خواسته خود به خاطر او بگذرند.

 پیشتر اشاره کردیم که امکان دارد خانواده‌ های تک فرزند به فرزندسالاری دچار شوند اما آسیبی کاملا متفاوت با فرزندسالاری نیز این خانواده‌ ها را تهدید می‌ کند. وقتی همه امکانات یک خانواده به یک کودک اختصاص می‌ یابد سطح انتظارات والدین از او به شدت بالا می ‌رود و آنها انتظار دارند تنها فرزندشان در هر رقابتی بهترین باشد اما این انتظار، تک فرزند را مضطرب و پریشان می ‌کند.

 جامعه ‌ای با خانواده ‌های تک فرزند

 تک فرزندی علاوه بر تاثیرات ناخوشایندش بر خانواده، بر جامعه هم تاثیری نه چندان مطلوب دارد. فرهادی در این مورد می‌ گوید: «به هم خوردن توازن میان شمار زنان و مردان هم از دیگر عواقب تک فرزندی است. چرا که ممکن است بیشتر زوج ‌های جامعه یک جنس به خصوص را ترجیح دهند و به این ترتیب فراوانی جنس دیگر کاسته می‌ شود که این مشکل در آینده، آنها را با مشکلاتی در زمینه‌ های گوناگون از جمله ازدواج مواجه می ‌کند.»

 

وقتی تک فرزندی امری ناگزیر می ‌شود...

 گاهی محفوظ نگه داشتن تعداد اعضای خانواده روی مرز سه نفر امری گریزناپذیر است اما این دلیل نمی ‌شود همه آسیب ‌هایی که تک فرزندان را تهدید می ‌کنند و درباره‌ شان صحبت کردیم نصیب فرزند شما شوند و مسلما راه‌ هایی وجود دارند که با استفاده از آنها می‌ توانید مضرات تک فرزندی را کاهش دهید.

 برای مثال به طور غیرمستقیم به او در دوستیابی کمک کرده و پیوندش را با دوستان شایسته ‌اش تقویت کنید به خودتان یادآوری کنید که قرار نیست او در همه چیز فوق ‌ا‌لعاده و بی ‌نظیر باشد، اگر علائمی از اضطراب و افسردگی در کودکتان مشاهده کردید با روانشناسی که تخصص کودک و نوجوان دارد مشورت کنید.

هرگز به فرزندتان باج ندهید، سطح وابستگی او را نسبت به خودتان کاهش دهید، سعی کنید او را با اعتماد به نفس بار بیاورید و سرانجام این که فراموش نکنید یک پدر و مادر ایده‌آل، پدر و مادری نیستند که به همه درخواست‌ های کودک‌شان بدون سنجش آنها پاسخ مثبت بدهند!

[ بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 0:49 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

هماهنگی والدین

هماهنگی والدین


برای اینکه فرزند در جریان تربیت پدر و مادر دچار دوگانگی نشود، باید والدین با هم در تربیت هماهنگ باشند. کودکی که در جریان تربیت دوگانه و یا حتی چندگانه قرار می گیرد بسیار بدتر از کودکی که اصلا تربیت نشده است ، می شود.  حال این هماهنگی باید چگونه باشد؟ و چگونه این هماهنگی را به وجود بیاوریم؟..

هماهنگی بین پدر و مادر باید در یک چهارچوب منطقی باشد.

آیا باید در ریزترین رفتارها پدر و مادر با هم هماهنگ باشند؟

اولا این امر شدنی نیست ، ثانیا اگر هم شدنی بود، لازم نبود. هماهنگی باید در اصول تربیت باشد. مثلا والدین با هم توافق می کنند که از این لحظه تنبیه بدنی را به هیچ وجه به کار نبرند؛ این می شود یک اصل تربیتی.

با یک مثال به این مساله ریزتر می پردازیم: مثلا والدین هماهنگ می کنند که در تنبیه ضربه ای به شخصیت فرزند وارد نکنند و این یک اصل تربیتی است. (چون گاهی متاسفانه در تنبیه ، شخصیت طرف مقابل مورد هدف قرار می گیرد نه کار بد ِ او. مثلا به جای اینکه بگوییم این چه کار بدی است که تو مرتکب شدی؟ می گوییم: چه آدم بدی هستی!)  ممکن است مادر برای اینکه این اصل را رعایت کند لب خود را در مقابل کار بدِ فرزندش گاز بگیرد و پدر بگوید: این چه کار بدی بود که انجام دادی؟  پدر و مادر این اصل را رعایت کرده اند ولی به دو شیوه ی متفاوت.

اصول تربیتی زیاد نیست، فقط کافیست پدر و مادر در مورد این اصول با هم مشورت کنند و قبول کنند که رفتارهایشان خارج از این اصول نباشد، در این صورت کودک دچار دوگانگی نخواهد شد.

مثال: اصلِ محبتِ به فرزند تا حدی که کودک لوس نشود را در نظر بگیرید. ممکن است مادر بخواهد فرزندش را در آغوش بگیرد و ببوسد و پدر بخواهد فرزندش را نوازش کند، در نوع محبت حرفی نیست که به چه شکل باشد. مهم این است که این اصلِ محبتِ به اندازه رعایت شده است .

برداشت متفاوت والدین از یک اصل:

ممکن است اصول را پدر و مادر بپذیرند، ولی برداشت ها از آن متفاوت باشد؛ به عبارت دیگر مصداق هایی که برای اصول در نظر می گیرند با هم متفاوت باشد. مثلا والدین محبت کردن را بپذیرند ولی در موردی که فرزند اسباب بازی و یا وسیله ای را خراب کرده است، پدر بگوید: «منطق حکم می کند که فعلا برای او این وسیله را نخریم تا یاد بگیرد که از وسایلش مراقبت کند» و مادر بگوید که : «نه، این بچه است و عمدا که خراب نکرده و الان این وسیله را نیاز دارد، پس باید برایش بخریم»؛ اینجاست که اختلاف در تربیت پیش می آید، و یا اینکه در تنبیه ها مادر بگوید: «این جایی است که باید مدارا انجام شود و احتیاجی به تنبیه نیست» ولی پدر تشخیص بدهد که جای تنبیه است.

در این موارد که در مصادیق و نحوه ی عملکرد اختلاف پیش می آید ، پدر و مادر چه باید بکنند؟

جواب: در این موارد نباید اختلاف را در حضور فرزندان بروز دهند. یعنی در یک اتاق فکر و یا محیطی که فرزند نباشد، پدر و مادر باید با هم به گفتگو بپردازند تا به یک شیوه برسند. مثلا در مورد مثال اول : اگر پدر در حضور بچه گفت :«نه، ما نمی خریم، باید مواظبِ وسایلت می بودی» و مادر با این نظر مخالف بود (حتی اگر هم صد در صد بداند که این روش غلط است) در اینجا بایدسکوت کند. ولو اینکه رفتار پدر، بد بوده و خارج از هماهنگی های لازم باشد؛ چون اگر در حضور فرزند مخالفت انجام بدهد، اوضاع بدتر می شود ، لذا عقل حکم می کند که بین بد و بدتر، بد را انتخاب کند و در این مورد اگر این وسیله را نخریدند با مشورت و گفتگوی والدین در تنهایی ، این کمبود را در جایی دیگر جبران کنند.

مثال دیگر از این مورد؛ پدر و مادر بسیار دقت دارند که فرزندشان هله هوله نخورد، بعد به یک مهمانی می روند و پدربزرگ همان هله هوله را می خرد و به دست فرزندشان می دهد.

حال باید چه برخوردی انجام دهند؟

اگر جلوی پدربزرگ اون هله هوله رو از دست بچه بگیرند ، ممکن است پدربزرگ بگوید :«حالا چه اشکالی دارد که این را بخورد، ما هم خوردیم و هیچ اتفاقی برایمان نیفتاد، و حتی یادم است که خودت هم می خوردی و الان هیچ اتفاقی نیفتاده، پس بگذار بچه، این را بخورد» اینجا اوضاع بدتر می شود. در این مثال و مثال های مشابه باید از اصل تغافل استفاده کرد. به این صورت که مادر این قضیه را ندیده بگیرد و رویش را برگرداند تا بچه اون هله هوله را بخورد و تمام بشود، درسته که این به ضرر فرزندش است اما اگر مادر وارد عمل شود و بین او و پدربزرگ بگومگو رخ دهد در این صورت اتفاق بدتری خواهد افتاد و این بیشتر به ضرر بچه است. لذا مادر در این میان بین بد و بدتر، بد را انتخاب می کند.

امام صادق علیه السلام می فرمایند :

مؤمن، زرنگ است و علامتِ زرنگی او این است که هرگاه بین دو امر شر مخیّر شود آن کاری که کمتر شر باشد را انتخاب کند.

خودِ این تغافل هم یک اصل تربیتی است که پدر و مادر با هم هماهنگ کنند تا در مورد اشتباهات دیگری در رابطه با فرزند، مستقیم وارد میدان نشوند ، چرا که عارضه ای بدتر خواهد داشت.

[ بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 0:37 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام

 حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام

در عجبم از مردمی که :

به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر می شوند،

و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر می شوند.


[ پانزدهم اسفند 1391 ] [ 19:30 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

امید در موقعیتهای دشوار زندگی:

امید در موقعیتهای دشوار زندگی:

وقتی زندگی بر وفق مرادتان است امید داشتن کار سختی نیست. اما وقتی این روزگار مشکلاتی را بر سر راهتان قرار می‌دهد هم می‌توانید امیدوار باشید. خوشبختانه، امیدی که خداوند به ما ارزانی می‌کند بیش از یک احساس ساده است: امید واقعیت وجود خداوند در کنار شماست. این امید را می‌توانید در هر موقعیتی احساس کنید—حتی وقتی سلامتیتان به خطر می‌افتد، کارتان را از دست می‌دهید، همسرتان ترکتان می‌کند یا هر مشکل دیگری برایتان اتفاق می‌افتد. می‌خواهیم به شما نشان دهیم چطور می‌توانید همیشه امیدوار باشید.

بیهوده زندگی نکنید، مشتاق باشید.

اجازه ندهید موقعیت‌های سخت و پیچیده کاری کند که نتوانید از هر لحظه زندگیتام لذت ببرید. بدانید که حتی زمان‌هایی که زندگی سخت می‌شود، خیلی بیشتر از فقط تحمل کردن آن موقعیت از دستتان برمی‌آید. وقتی به یاد می‌آورید که زندگی نعمتی از جانب خداست، می‌توانید حتی در سخت‌ترین شرایط تا آخرین حد از زندگیتان لذت ببرید. از خدا بخواهید که کمکتان کند حضورش را حس کنید و وقتی او را نزدیک خود حس کردید از این احساس زیبا لذت ببرید. دعا کنید خداوند ذهنتان را آزاد کند تا افکار و احساسات مثبت پیدا کنید و بتوانید از زندگی حتی در شرایط سخت لذت ببرید.

اعتماد کنید.

وقتی اتفاقی در زندگیتان می‌افتد، با شکایت کردن نزد خداوند یا اعتراض به او واکنش ندهید. درعوض، به خدا اعتماد کنید و بدانید که او حتی در اتفاقات بد نیز خیر و صلاح شما را می‌خواهد. به یاد داشته باشید که خداوند کامل است، بنابراین از هر اشتباهی مبراست و هر تصمیمی که می‌گیرد در جهت نیک است. اگر اجازه داده است اتفاق بدی برای شما بیفتد، بدانید که حتماً دلیلی پشت آن است.

از مشکلاتتان درس بگیرید.

خداوند به شما اجازه می‌دهد موقعیت‌های سخت را تجربه کنید تا بتوانید یاد بگیرید عمیق‌تر به او عشق بورزید و اعتماد کنید، بالغ‌تر شوید و شخصیتتان محکم‌ترشود. به خاطر داشته باشید که خداوند بیشتر مشتاق روحانیت شماست تا خوشبختی موقتیتان زیراکه روحانیت به شما کمک می‌کند یاد بگیرید چه چیز به نفع شماست. از خدا بخواهید کمکتان کند همه چیز را از دیدگاه او بتوانید ببینید. اجازه بدهید مشکلاتتان به شما هر چه که خدا می‌خواهد را یاد بدهد. وقتی مشکلات برایتان اتفاق می‌افتد سعی کنید به آنچه که ببشتر اهمیت دارد—ارزش‌های معنوی—فکر کنید تا بتوانید در این فرایند قوی‌تر شوید.

درمقابل وسوسه گناه مقاومت کنید.

برای فرار کردن از درد و رنج موقعیت‌های سخت به کارهای گناه‌ آلود روی نیاورید. اینکار فقط درد و رنجتان را بیشتر می‌کند. درعوض، دعا کنید خداوند به شما قدرتی دهد تا دربرابر این وسوسه‌ ها مقاومت کنید.

وقتی دیگران نظاره ‌تان می‌کنند، آنها را به ایمان دعوت کنید.

وقتی درگیر موقعیت‌های سخت می‌شوید، دیگران نگاهتان می‌کنند تا ببینند چطور با این موقعیت‌ها برخورد می‌کنید. اگر با حفظ ایمان به این موقعیت‌ها واکنش دهید، آنها هم به سمت خداوند کشیده می‌شوند چراکه به آنها نشان می‌دهید ایمان واقعی در عمل چه شکلی دارد. پس به جای شکایت درمورد مشکلاتتان یا به خطر انداختن ارزش‌هایتان، از خداوند بخواهید نور رحمتش را بر زندگیتان بیندازد و شخصیتتان را طوری نشان دهد که دیگران بفهمند رابطه با خداوند چه شکل و صورتی می‌تواند داشته باشد.

چیزی را بخواهید که خداوند برایتان می‌خواهد.

اشتباه نکنید، تصور نکنید اگر هر چه که از خدا می‌خواهید را به شما نمی‌دهد پس خداوند نگران و مراقب شما نیست. بدانید که خداوند آنقدر دوستتان دارد که هر چه لازم داشته باشید را به شما می‌دهد، حتی اگر آن چیزی نباشد که خودتان می‌خواهید. به خاطر داشته باشید که به خاطر دیدگاه محدودی که درمقایسه با دیدگاه نامحدود خداوند، نسبت به زندگی دارید، گاهی چیزهایی طلب می‌کنید که به ظاهر خوب می‌رسد اما ممکن است به ضررتان باشد. به این واقعیت اعتماد کنید که خداوند می‌داند به چه نیاز دارید تا زندگی فوق‌العاده داشته باشید. از خدا بخواهید امیالتان را درجهت میل و خواسته خود قرار دهد.

بر ترستان غلبه کنید.

مهم نیست که در چه موقعیتی گیر کرده باشید، نباید بترسید چراکه خداوند همیشه با شما خواهد بود و همیشه خیر و صلاح شما را مد نظر خواهد داشت. هر زمان که ترس وارد زندگیتان شد، به خدا روی بیاورید و از او کمک بخواهید تا موقعیتتان را بهبود بخشد.

ناامید نشوید.

هر زمان که احساس کردید امیدتان را از دست می‌دهید، از خدا بخواهید امیدی تازه به شما بدهد تا بتوانید با ایمان کامل به مسیرتان ادامه دهید و با موقعیت‌های سخت زندگی برخورد کنید. مطمئن باشید که خداوند پاداش صبر و تحمل شما را خواهد داد. هر زمان که نیاز به امید بیشتر داشتید، روی او حساب کنید.

[ سیزدهم اسفند 1391 ] [ 23:5 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

90نکته های آموزنده وجالب

بخوانیم و عمل کنیم.


۱) اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی

۲) لذتی که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بیم
فراغ

۳) آغاز کسی باش که پایان تو باشد

۴) پرستویی که به فکر مهاجرت هست از ویرانی آشیانه نمی هراسد

۵) کمی سبکسری لازم است تا از زندگی لذت ببری و کمی شعـــور، تا مشکلی برایت پیش
نیاید

۶) دوست واقعی کسی است که اگر ساعتها در کنار او ساکت بشینی و صحبتی بین تان
ردوبدل

نشه بعد از خداحافظی احساس کنی که ساعتها باهاش درد و دل کردی

۷) چون می گذرد غمی نیست

۸) انسان باید سعی کند در زندگی چیزهایی که دوست دارد را بدست آورد ، و گرنه
مجبور میشود چیزهایی را که بدست آورده است دوست بدارد

۹) فرصتها در سختی ها بوجود می آیند بدون جاذبه، پرواز معنی ندارد

۱۰) کاش میشد سرنوشت را از سرِِ نوشت

۱۱) برای تمام دردها دو علاج وجود دارد گذر زمان وسکوت

۱۲) اگر شیر درنده ای در برابرت باشد بهتر است از اینکه سگ خائنی پشت سرت باشد

۱۳) همیشه از سکوت چگونه فریاد زدن رو بیاموز

۱۴) مورد اعتماد بودن بهتر از دوست داشتنی بودن است


ادامه مطلب

[ یازدهم اسفند 1391 ] [ 2:40 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

امنیت کودک خود را تامین کنید

امنیت کودک خود را تامین کنید

بچه ها تقریبا همه وقت خود را در خانه می گذرانند،
در خانه ای که خیلی وقت ها به اندازه کافی برای آن ها امن نیست. بسیاری از مواقع به
خاطر سهل انگاری ما پدر و مادرها، بچه ها در همین خانه ای که قرار است پناهگاه آن
ها باشد آسیب می بینند. آسیب هایی که با رعایت نکاتی کوچک و تغییراتی جزئی در شکل
کلی خانه می توان تا حد زیادی از بروز آن ها جلوگیری کرد.

● در حمـام

اگر قفسه کمک های اولیه دارید، آن را حتما دور از دسترس کودکان بگذارید و در آن
را قفل کنید. دارو، بتادین و بقیه چیزهایی که در این کمد قرار می دهید هم برای بچه
ها جذاب است و هم خطرناک.

وسایلی مثل ریش تراش، سشوار، بابلیس و حتی شامپو، صابون و شوینده های دیگر را هم
در قفسه جداگانه ای از دسترس اطفال دور نگه دارید. اگر پریز های برق در دسترس کودک
شماست روی آن ها درپوش بگذارید. اگر دست خیس کودک به پریز برق بخورد، دچار برق
گرفتگی می شود.

هرگز یک کودک را در حمام تنها نگذارید. به راحتی ممکن است کودک شما لیز بخورد و
در همان چند ثانیه ای که او را تنها گذاشتید، خطر بزرگی متوجه او شود. توجه کنید،
هرگز نباید بچه های کوچک را به بچه های بزرگسال بسپارید.


ادامه مطلب

[ یازدهم اسفند 1391 ] [ 2:15 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

به والدین محبت کنیم


[ یکم اسفند 1391 ] [ 23:56 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

چند جمله…

چند جمله…

 سخت‌ترین چیز در زندگی از دست دادن چیزی است که فکر می‌کردید همیشگی‌ است.

پذیرفتن واقعیات و در کنار آن با امید حرکت کردن قدرتمند‌ترین راه رسیدن به آرامش است.

هرگاه بین منِ واقعی و حسِ آرمانی فاصله باشد، شخص دچار تعارض و بیماری روانی می‌شود.

پس بیاییم من آرمانی خود را پله پله خلق کنیم و بعد از رسیدن به هر مرحله به خود پاداش دهیم…

و در هر حادثه‌ای که رخ می‌دهد تسلیم خداوند بوده و به خود بگوییم: “خیر در چیزی است که اتفاق می‌افتد.”

آن کس که با داشته‌های خوب خود خوشحال نیست با برآورده شدن آرزوهایش نیز خوشحال نخواهد بود…

حرکت کن و منتظر نباش که باد چیزی با خود بیاورد.

[ یکم اسفند 1391 ] [ 23:36 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

تصویر هفته

تصویر هفته

[ یکم اسفند 1391 ] [ 23:28 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

پیام های هفته

آنقدر بزرگ باش كه سايه ديگران پنهانت نكند و آنچنان باش كه زير سايه ات ديگران به بزرگي

برسند تا آن ها هم سايه بان خوبي باشند براي ...


[ بیست و چهارم بهمن 1391 ] [ 1:13 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

تربیت لذت بخش

تربیت لذت بخش روانشناسی کودکان

خانواده اولین پایه گذار شخصیت و ارزش ها و معیارهای فکری کودک است و نقش مهمی در تعیین سرنوشت و سبک و خط مشی زندگی آینده او دارد. خانواده نخستین محیط زندگی فرد است و در حقیقت الگوی کوچکی از الگوی وسیع تر اجتماعی به شمار می رود که در آینده با آن مواجه خواهد شد.در آن جاست که کودک با جهان آشنا می شود و ارکان شخصیتش کم کم شکل می گیرد.

 

 

همه ما بر این امر واقفیم که بزرگ کردن و تربیت فرزندان یکی از سخت ترین و پرزحمت ترین کارهایی است که افراد کمترین آمادگی را برای انجام آن در خود حس می کنند. اما با توجه به واقعیت گفته شده همه والدین می توانند با رعایت نکاتی چند گام های موثری را برای داشتن ارتباط موثر و سازنده با فرزندان خود برداشته و تبدیل به والدینی نمونه شوند.

 

 

● اعتماد به نفس کودک خود را افزایش دهید

 

 

میراث گران بهایی که همه ما به عنوان پدر و مادر برای فرزندانمان به جای می گذاریم احساس عزت نفس است. این خصوصیت هدیه ای نیست که بتوان آن را از طریق وراثت به کودکان انتقال داد. عزت نفس بر اساس تجارب ما و از روزهای اول زندگی شروع به شکل گیری می کند و والدین در شکل دادن عزت نفس کودک خود تأثیر بسزایی دارند. کودکان از نوزادی وقتی که خود را در چشم والدین می بینند حس بودن را تجربه کرده و این احساس در آنها شروع به ایجاد شدن می کند. کلمات شما و رفتار و اعمالتان به عنوان والدین بیش از هر چیز دیگر در پرورش اعتماد به نفس کودکان تأثیر می گذارد. تمامی استعدادها و توانایی های بالقوه کودک نابود خواهد شد مگر اینکه حس عزت نفس آنها را فعال کرده و به هر کدام جهت بدهید. این امر ثابت شده که در صورت داشتن اعتماد به نفس بالا با قدرت بیشتری می توانیم با مشکلات برخورد کنیم و به موقعیت بهتری دست یابیم. کودکانی که احساس خوبی در مورد خودشان دارند با تعارضات و خرده ناملایمات بهتر کنار می آیند و فشارهای منفی را بیشتر تحمل می کنند. کودکانی که اعتماد به نفس بالایی دارند با بهره گیری از استعداد و خلاقیت خود به ابراز وجود می پردازند و به راحتی تحت تاثیر محیط قرار نمی گیرند. آنها بیشتر می خندند، بیشتر شادند و بیشتر از زندگی خود لذت می برند.

[ بیست و چهارم بهمن 1391 ] [ 0:59 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

به مشکلات بچه ها توجه کنیم

به مشکلات بچه ها توجه کنیم


لکنت زبان

افراد مبتلا به لکنت زبان اغلب در بیان حروف و کلمات دارای مشکل هستند. این مشکل ممکن است به صورت تکرار یک حرف یا فشار و سفتی در بیان یک کلمه باشد. علل آن به عواملی چون عوامل عضوی مثل ضایعات در دستگاه گویایی یا ضایعات مغزی مربوط باشد، یا عوامل روانی مثل ترس شدید ، ناراحتیهای روانی ، کشمکش خانوادگی ، خجالت و کمرویی ، فقر فرهنگی ، شیوه‌های نادرست تربیتی مثل تبعیض ، بچه‌گانه صحبت کردن والدین ، سرزنش و تحقیر از طرف والدین و ... .

درمان لکنت اگر به موقع انجام گیرد امید بخش خواهد بود و درمان آن تدریجی است و ابتدا باید وضعیت زندگی و نوع لکنت شناخته شود. کودک مبتلا هیچ وقت مورد ترحم اطرافیان قرار نگیرد و لکنت زبانش به او بازگو نشود و طوری با او رفتار شود که گویی هیچ مشکلی ندارد. برای صحبت آهسته و شمرده مورد تشویق قرار گیرد. کلمات را به آرامی بگوید و با صدای بلند سرود بخواند. رعایت رژیم غذایی و امتناع از خوردن غذاهای تند و محرک توصیه می‌شود. و حتما از یک متخصص در زمینه مشاوره و گفتار درمانی کمک گرفته شود.

گوشه گیری

کودک گوشه ‌گیر چون نمی‌تواند ارتباط مناسبی با محیط خود برقرار کند به عالم درون پناه می‌برد و به خیال بافی می‌پردازد. خجالت و سکوت ، فرار از فعالیتهای اجتماعی ، محدود بودن و گاه فقدان روابط دوستی نزدیک ، بی‌حوصلگی ، کمک نخواستن از دیگران ، سازش با وضع موجود و اعتراض نکردن ، تسلیم شدن در برابر خواستهای دیگران ، تقصیر گناهان را به گردن گرفتن ، اجتناب از رقابت ، بی‌علاقگی به کلاس ، بی‌اعتمادی نسبت به تواناییهای خود و ... ، از علائم کودکان گوشه‌ گیر است.

پذیرفته شدن در خانه و مدرسه ، تکبر و غرور ، احساس حقارت شدید ، نداشتن الگوی اجتماعی مناسب و شیوه های تربیتی نامناسب مثل حمایت افراطی از کودک ، طرد کودک ، انتقادهای والدین از کودک ، بیماریهای طولانی کودک ، اختلال در عملکرد غدد فوق کلیوی و ... ، از عمل گوشه‌ گیری است. برای درمان با شناسایی علل تلاش شود کودک برای برقراری ارتباط مورد تشوریق قرار گیرد. در فعالیتهای اجتماعی مختلف شرکت داده شود و فعالیتهایش مورد تشویق قرار بگیرد. از یک مشاور کودک کمک گرفته شود.

ترس

علائم ترس در کودکان متفاوت است و به صورتهای مختلف از جمله فرار ، چنگ زدن ، کمک خواستن ، جیغ زدن ، خشک شدن دهان ، لرزش اندام ، پریدن رنگ ، تنگی نفس ، عرق کردن ، احساس خستگی شدید ، از دست دادن کنترل ادرار ، تضعیف قدرت اندیشه و تصمیم گیری ، لکنت زبان ، نگاههای غیر طبیعی ، گوشه گیری و انزوا طلبی ، اختلالات خواب ، اختلال گوارش ، ناخن جویدن ، شب ادراری ، خشم و عصبانیت مشاهده می‌شود.

پیشگیری از ترس مهمتر از درمان آن است، بنابراین تا حد امکان با حذف علل از بروز ترس جلوگیری شود. علل ترس مثل ترساندن کودک ، داستانها و فیلمهای وحشتناک و ... می‌باشد. از طریق استدلال و عمل به کودک نشان داده شود که ترس او بی‌مورد و بیجاست، به کودک جرات و مهرت مبارزه با ترس آموخته شود. اعتماد به نفس کودک افزایش داده شده و در صورت لزوم از یک مشاور کمک گرفته شود.

ناخن جویدن

ناخن جویدن که یکی از اختلالات عادتی است، در بین کودکان و نوجوانان شایع است و با افزایش سن معمولا از شدت آن کاسته می‌شود. هنگام نگرانی و ناراحتی تشدید می‌شود و با علایم دیگری مثل شب ادراری و پر خوری ، شکست تحصیلی ، بی حوصلگی ، احساس ناآرامی و ناامنی ، انقباض غیر ارادی آرواره‌ها ، تیک ، اختلالات خواب ، نگرانی ، ترس ، شک و تردید ، تحرک زیاد ، دندان قروچه کردن ، زود رنجی ، تمارض ، خرابی دندانهای جلو و ... همراه می‌شود.

علل آن را احساس ناخشنودی ، کشمکشهای خانوادگی ، عادت و تقویت عادت ، تربیت نادرست ، یادگیری و تقلید از اطرافیان ، کمبود محبت ، تامین ویتامین و ... را معرفی کرده‌اند. برای درمان لازم است انگیزه‌ها و علل شناسایی گردد. هیچگاه نباید برای درمان از زور و کتک و فشار استفاده شود. روشهایی نظیر تلخ کردن و بستن ناخن ، فایده عمل و پایداری نخواهد داشت.

شب ادراری

عبارت است از تخلیه مکرر و بی‌اختیاری ادارای بعد از سه سالگی که هنگام شب یا روز یا در هر دو موقع اتفاق می‌افتد. گاه علل عضوی مانند عدم تکامل دستگاه عصبی ، بیماری دیابت ، بیماری کلیه ، کمبود کلسیم و ... علت آن است و گاه علل روانی مثل استرس ، تضاد و کشمکش خانوادگی ، بدرفتاری والدین با کودک ، جدایی از مادر ، خستگی کودک و ... باشد. گاه علل فیزیکی مانند دور بودن توالت از محل خواب ، سرگرمی و علاقه فراوان کودک به بازی ، تاریکی ، سرما می‌تواند علت شب ادراری باشد. مهمترین مرحله درمان ، رفع علل بروز شب ادراری است. در کنار آن روشهایی نظیر استفاده از بازتابهای شرطی ، بیدار کردن ، تجویز دارو و آموزش افزایش حجم مثانه استفاده می‌شود.

حسادت

علل حسادت ریشه در روشهای تربیتی نادرست در خانواده مثل تقویت برتری طلبی در کودک ، احساس حقارت ، مقایسه کودک با دیگر کودکان ، ناکامیهای دوران کودکی ، تولد نوزاد در خانواده و ... باشد. طلاق و ازدواج مجدد والدین ، نقایص عضوی نیز می‌تواند از علل حسادت شمرده شود. آگاه کردن کودک از اینکه مورد توجه و محبت والدین قرار دارد، رعایت عدالت و انصاف در روابط ، محبت به کودک ، ایجاد زمینه اعتماد و توجه ، سپردن کودک کوچکتر به کودک حسود برای نگهداری ، جرات دادن ، جایگزین کردن احساسات خشم کودک به چیزی مثل عروسک به جای خواهر کوچکتر ، حل مشکلات خانوادگی ، استفاده از نقاشی و بازی درمانی و دیگر روشهای تخصصی برای درمان حسادت مفید خواهند بود.

پرخاشگری

یادگیری پرخاش به عنوان وسیله‌ای برای نشان دادن اعتراض و ناراحتی ، رسیدن به خواسته‌های فرد با انجام پرخاشگری ، تنبیه‌های شدید ، تشویقهای بیجا ، حسادت ، دخالت بیش از حد و بی‌مورد بزرگتران در کارهای کودکان ، فقر ، فیلمها و داستانهای خشن و علل جسمی مثل کم خونی و ... از عوامل موثر در بروز پرخاشگری کودکان هستند. جهت درمان بایستی الگوهای مناسب در اختیار کودک قرار گیرد تا یاد بگیرد چگونه ناراحتی خود را بطوری مناسب نشان دهد، آرامش کودک مورد تشویق قرار گیرد، مقابله به مثل صورت نگیرد و رفتاری خالی از درک و همدردی نشان داده شود. مشکلات جسمی مورد توجه قرار گیرد و بطور کلی عواملی که می‌تواند علت پرخاشگری باشد شناسایی و مرتفع گردد و در صورت لزوم از متخصص کمک گرفته شود.

دروغگویی

علل دروغگویی می‌تواند تقلید و یادگیری از خانواده ، دوستان و ... باشد، یا نیاز به تعلق و همبستگی و مورد توجه واقع شدن ، احساس کمبود ، ترس و تهدید شدن ، انتظار و توقع بیش از حد از کودک و ... باشد. در درمان دروغگویی همکاری خانواده و اعضاء و اولیاء مدرسه ضروری است. تغییر شیوه‌های تربیتی ، آگاهی دادن به کودک برای پذیرش کمبودها ، توجه دادن کودک به ارزشمندیها و تواناییهای دیگر خود و خانواده و عدم مقایسه خود با دیگران ، از میان برداشتن علل ترس در کودک ، اجازه برای بیان احساسات و تعدیل انتظارات از کودک شیوه‌هایی مفید خواهند بود.

دزدی

علل دزدی می‌تواند علتهای مادی باشد، مثل فقر ، تغذیه ناکافی ، بی‌توجهی والدین به نیازهای کودک ، عدم استفاده یا استفاده نامناسب از فرآیند پول توجیبی یا علل روانی مثل بی‌همسری والدین ، یادگیری ، جبران احساس حسادت ، تنبیه و خشونت والدین و بطور کلی شیوه‌های تربیتی نامناسب ، میل به خودنمایی و ... . برای درمان همچون سایر مشکلات ، باید علل اساسی شناسایی و مرتفع گردند.

[ بیست و دوم بهمن 1391 ] [ 16:59 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

زندگی دلپذیر

زندگی دلپذیر

هر کس زندگی را از دریچه‌ای می‌بیند و به باور هر کس رسیدن به یک دسته از آرزوها و اهداف و یا فراهم شدن شرایط و موقعیتهای مختلف موجبات دلپذیر بودن زندگی او را فراهم می‌سازد. با اینکه بیم افراد مختلف در مورد اینکه چه چیز زندگی آنها را شیرین تر و مطبوع تر خواهد ساخت تفاوتهای فردی وجود دارد. اما یکسری اصول کلی نیز وجود دارند که می‌توانند به عنوان اصول کلی در آفزینش و خلق یک زندگی سعادتمند مورد کاربرد قرار گیرند.

زندگی بی‌هدف ، یک زندگی شلوغ و بی‌سر و سامان است. افراد بی‌هدف بطور سرسام آوری با انواع مشکلات مواجه می‌شوند که موجب ایجاد استرس و ناراحتی در آنها می‌شود. کسالت ، درماندگی ، تشویش و اضطراب حاصل یک زندگی بی‌هدف هستند. بر این اساس تا می‌توانید شکل واضحی به اهداف خود بدهید. آنها را دسته بندی کنید و برای خود مشخص کنید که کدامیک از اهمیت بیشتری برایتان برخوردار هستند. در این راستا فرق نمی‌کند اهداف شما مالی باشد، یا علمی ، یا مربوط به زندگی روزمره و یا سایر اهداف. داشتن هدف مهم است.

پاک سازی ذهن از افکار منفی

افکار منفی انسان باعث هدر رفتن نیرو و انرژی روانی او می‌شوند و در واقع مثل موانعی هستند که مسیر فرد را برای رسیدن به اهدافش سد می‌کنند و حتی مانع این می‌شوند که فرد بتواند برای خود اهدافی را معین کند. افکار منفی احساس نشاط و شادابی را از زندگی فرد می‌گیرد، موجب کاهش اعتماد به نفس او و اعتقاد به تواناییهایش می‌شود.


توجه به سلامتی جسمی و روحی خود برخی افراد بیش از حد نگران سلامتی خود هستند و برخی توجه چندانی به سلامتی خود ندارند. این دسته از افراد به کارهایی که انجام می‌دهند و ممکن است سلامتی آنها را تهدید کند ادامه می‌دهند و یا در صورت بروز مسائلی در سلامتی آنها ، آنها را دست کم می‌گیرند. در هر دو حال داشتن یک زندگی لذت بخش برای این افراد به خطر می‌افتد. به دنبال یاد گرفتن اطلاعات و مطالب جدید برای بالا بردن سلامتی خود باشید و آنها را در زندگی پیاده کنید.

گسترش و سالم سازی روابط و ارتباطات خود

برقراری یک ارتباط مناسب بسیار مهم است. در زمینه برقراری چنین روابطی نکات بسیار ریز و دقیقی وجود دارد که ممکن است ارتباطات مختلف شما را خدشه‌دار کند بدون اینکه متوجه باشید. شنونده خوب بودن و محبت کردن در موقع مناسب یکی از اصول برقراری ارتباط صحیح هستند. به مواردی از این قبیل توجه کنید تا بتوانید روابط خود را گسترش دهید. علاوه بر گسترش روابط حفظ روابط را نیز یاد بگیرید. برخی افراد به راحتی روابطی را آغاز می‌کنند اما نمی‌توانند آنها را پایدار نگه دارند.

خلاق باشید.

برای رسیدن به خلاقیت لازم نیست شغل ویژه‌ای داشته باشید، یا در سن خاصی باشید، زن باشید یا مرد. در هر شرایطی و هر سنی و هر جنسی باشید خلاقیت کمکهای زیادی به شما خواهد کرد. افراد خلاق انسانهایی هستند مخاطره پذیر ، اهل ریسک ، مصر ، با انگیزه ، پذیرای افکار نو ، مستقل و دارای اعتماد به نفس. آنها در برخورد با مشکلات زندگی نیز می‌توانند از قدرت خلاقیت خود استفاده کنند و به شیوه‌های جالبتری با مشکلات مواجه شوند.

توجه به فرزندان

فرزندان افراد مهم زندگی والدین هستند. اکثر والدین نگران تربیت فرزندان خود هستند و گاهی این نگرانی زندگی آنها را مغشوش و پر از اضطراب می‌سازد. نگرانی هیچ فایده‌ای ندارد. روشهای برقراری ارتباط با فرزندان ، و تربیت آنها یاد بگیرید و با آرامش و خونسردی آنها را پیاده کنید. به این ترتیب نگران آینده فرزندان خود نیز نخواهید بود، می‌دانید که بهترین کارها را برای او انجام می‌دهید که در توان خود دارید. برای آنها وقت بگذارید، آنها را بشناسید و به آنها احترام بگذارید.

توجه به سرگرمیها و علائق

برخی افراد به دلیل برنامه ریزی خوبی که دارند به بهترین شیوه از برنامه‌ها و فعالیتهای مختلف استفاده می‌کنند. ممکن است فعالیت شغلی گسترده‌ای داشته باشند اما به همان اندازه نیز به علائق و سرگرمیهای خود توجه نشان دهند. مشغله کاری یا سایر مشکلات آنها را از علائق خود دور نمی‌کند. در واقع گذراندن اوقاتی با فعالیتهای مورد علاقه موجب تامین انرژی لازم برای فعالیتهای اساسی زندگی می‌شود. بدون چنین اوقاتی فرد به مرور خسته و خسته‌تر خواهد شد. این سرگرمیها بسته به ویژگیهای خود شما دارد. لازم نیست حتما مواردی را انتخاب کنید که دیگران توصیه می‌کنند. گوش کردن به موسیقی ممکن است برای یک فرد یک فعالیت لذت بخش تلقی شود اما برای فردی دیگر ورزش کردن و ... .

[ بیست و دوم بهمن 1391 ] [ 16:57 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

نکات مهم در تربیت کودک:
نکات مهم در تربیت کودک:

1. رفتاری را که از فرزندان خود انتظار دارید، بطور مشخص بیان کنید.

۲. حتما تغییرات رفتاری در نظر بگیرید تا در موقع مناسب با تشویق، رشد رفتار را افزایش دهید.

۳. دانش خود را درباره ی توانایی ها و محدودیت های سنی کودک افزایش دهید تا انتظار یک فرد بالغ را از کودک نداشته باشید.

۴. از خود بپرسید چه واکنشی مهم است؟ گاهی اوقات والدین در افکار عمومی احساس می کنند که عده ای مواظب آنها هستند لذا رفتار فرزندانشان را نوعی مخالفت با شخصیت خودمی پندارند و با او در گیر می شوند بکوشید رفتار فرزندتان را نوعی تجربه و فرصت برای یادگیری تلقی کنید.

۵. اگر فرزندتان رفتاری ناشایست مرتکب شد، بی درنگ با او برخورد کنید زیرا تاخیر در برخورد باعث می شود که فرزند شما رفتار نادرست خود را فراموش کند و نیازی به اصلاح آن احساس نکند و در توبیخ او جدی باشد.

۶. انتظارنداشته باشید که کودکان بطور مطلق از شما اطاعت کنند سعی کنید آنها را قانع کنید.

۷. وقتی کودک شما دو ساله شد، به او بیاموزید که هر عملی نتیجه ای دارد، به او بگویید اگر به رفتار ناشایست ادامه دهی از فلان امتیاز محروم خواهی شد.

۸. هیچ گاه مجازات های غیر واقعی را به عنوان نتیجه ی یک رفتار ناشایست تعیین نکنید.مثلا بگویید اگر فلان کار را انجام دهی پایت را خواهم شکست.

۹. سرگرم کردن کودک یک روش عالی تربیتی برای دور کردن و از یک وسیله یا رفتار ناشایست است بدون اینکه ناگریز به درگیری با او بشوید: پیش از گرفتن وسیله ای سعی کنید توجه اورا به وسیله دیگر جلب کرده و بدون برخورد و درگیری، منظور خود را عملی سازید.

۱۰. به کودک خود بگویید دقیقا چه انتظاری از او دارید. از کلی گویی دوری کنید زیرا باعث سرگردانی فرزندتان می شود.

۱۱. سغی کنید خشم خود را کنترل کنید و البته حتما علت آن را بیابید: آیا در اثر خستگی است و یا.......

۱۲. به یاد داشته باشید که یک نوع تنبیه برای همه کودکان کارایی ندارد.

۱۳. هیچگاه فرزند خود را کتک نزنید، فریاد نکشید و با چهره ی عصبانی با او برخورد نکنید، زیرا کودکان در همه حال به عشق و محبت شما نیاز دارند حتی در مواقعی که عملی ناپسند مرتکب می شوند .

[ سوم بهمن 1391 ] [ 1:0 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

آغاز امامت حضرت مهدی بر جمیه مسلمین مبارک

[ سوم بهمن 1391 ] [ 0:38 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

برخورد های غلط با کودک ها

برخورد های غلط با کودک ها

کودکان با کتابچه های راهنما بزرگ نمی شوند. کودکان نوپایی که سرشار از انرژی هستند و مشتاق به تجربه ی هر چیزی که شما به آنها ارائه می دهید، ممکن است در واقع به دنبال فریب والدین خود باشند. حال به نُه اشتباه والدین اشاره می کنیم، که باید سعی کنند در مقابل این کودکان نوپا، مرتکب آنها نشوند.

اشتباه شماره ۱ :
کودکان نوپا، زمانی کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام می دهند، که بدانند والدین از آنها چه انتظاری دارند. حال این انتظارات می تواند زمان حمام رفتن یا خوابیدن باشد، یا عواقبی که از یک رفتار بد نصیب شان خواهد شد. هر چه این انتظارات سازگارتر و قابل پیش بینی تر باشند، کودک نوپای شما به احتمال بیشتر، انعطاف پذیرتر و دلپذیر تر خواهد بود.

این اشتباه را تصحیح کنید: تا جایی که برای تان مقدور است، کودک را با خط مشی منظم تربیت کنید و با نظم با او برخورد کنید. اگر والدین ( یا دیگر مراقبان )، با یکدیگر موافق و یکدل نباشند، سازگاری می تواند به یک چالش تبدیل شود. اگر کودکی غذای خود را روی زمین بریزد یا در زمان تعیین شده نخوابند، نمی دانیم که چه نوع عکس العملی، بهترین عکس العمل می باشد؟!!!

اشتباه شماره  ۲ :
تمرکز بر روابط خانوادگی بسیار لذت بخش و باب میل است  اما برخی والدین در انجام این کار افراط می کنند. دکتر توماس فالِن، روان شناس بالینی می گوید : ” کودکان، سپری کردن اوقات را با یکی از والدین، بسیار دوست دارند. اختصاص دادن زمانی برای کودکان به طور مجزا، برای والدین نیز بسیار سرگرم کننده می باشد؛ زیرا مجبور نیستند تا با رقابت و هم چشمی دو کودک با یکدیگر کلنجار روند”.

این اشتباه را تصحیح کنید : روش مناسب برای سپری کردن زمان با یک کودک نوپا، چه روشی است؟ فالِن، این طور پاسخ می دهد: “بسیار ساده است؛ روی زمین بنشینید و با او بازی کنید. هنگامی که می خواهد بخوابد، برای او قصه بگویید یا کتابی را که دوست دارد، برایش بخوانید”.


ادامه مطلب

[ بیست و نهم دی 1391 ] [ 17:32 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

زندگی یعنی ریاضیات

[ بیست و یکم دی 1391 ] [ 23:34 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

این هفت جمله را هرگز به کودکتان نگویید:
این هفت جمله را هرگز به کودکتان نگویید:
مناسب سن خودت رفتار کن
گاه والدین به رفتار کودک انتقاد می‌کنند، زیرا آن رفتار تأثیر بدی بر  بزرگ‌ترها داشته است. در صورتی که رفتار کودک، نشان دهنده احساس درونی اوست و والدین وظیفه دارند احساس کودک را درک کنند. کودک ۶ ساله‌ای که نمی‌داند چه می‌خواهد و گریه می‌کند، یا کودک ۴ساله‌ای که از محدود شدن در صندلی  اتومبیل ناراحت است و گریه می‌کند، هر دو متناسب سنشان عمل می‌کنند؛ اگر چه ما انتظار داریم رفتار آنها ما را آزار ندهد. به جای اینکه به کودک بگویید «مناسب سن خودت عمل کن» بگویید: «به نظر می‌رسد خیلی عصبانی هستی»، «می‌دانم وقتی چنین اتفاقی برایت افتاده بسیار ناراحت شده‌ای» این جملات به کودک آرامش می‌دهد و شرایط را قابل تحمل خواهد کرد.
 
آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم؟
پدر یا مادری که در استفاده از سخنان نیشدار و طعنه‌آمیز استعداد ذاتی  دارد، خطر و تهدیدی جدی برای سلامت روانی کودک به حساب می‌آید. این پدر یا  مادر جادوگری است که از واژه‌ها استفاده می‌کند و با بیان این واژه‌ها،  مانعی در برابر ایجاد ارتباط موثر برقرار می‌کند و مانع از پدید آمدن  رابطه‌ای مثبت بین پدر و مادر با کودک می‌شود. « آخر چند بار باید یک چیز  را تکرار کنم؟ مگر تو کری؟ پس چرا گوشت به من نیست؟ …» این پدر و مادرها  شاید ندانند که سخنان طعنه‌آمیز و کنایه‌دار جملاتی هستند که برخوردی  متقابل طلب می‌کنند. این پدر و یا مادر آگاه نیست که با این اظهار نظرهای  توهین‌آمیز، کودک را تحریک کرده و ذهن او را از نقشه‌های خیالی انتقام، پر  می‌سازد و در نتیجه باعث مسدود شدن راه ارتباطی بین خود او و کودکش می‌شود.
 
به تو قول می‌دهم که …
به کودکان باید نه وعده داد و نه وعده از آنها گرفت. روابط ما با  فرزندانمان باید بر اساس اعتماد و اطمینان باشد. وقتی پدر یا مادر برای  تأیید گفته خود مجبور است وعده بدهد، یعنی دارد اقرار می‌کند که «وعده داده نشده‌اش» اعتبار ندارد و قابل اعتماد نیست. وعده‌ها باعث می‌شوند که  توقعات غیرواقعی در کودکان به وجود بیاید. وقتی به کودک وعده داده می‌شودکه او رابه باغ وحش ببرند، او آن وعده را یک تعهد به حساب می‌آورد و فکر  می‌کند که براساس این تعهد، در روز موعود نه باران خواهد بارید، نه اتومبیل عیب و ایرادی پیدا خواهد کرد و نه خود او مریض خواهد شد. از طرفی نباید از کودکان وعده گرفت که درآینده رفتاری خوب داشته باشند یا رفتار بدشان را  اصلاح کنند. وقتی کودک وعده‌ای ناخواسته می‌دهد، وعده‌ای که متعلق به خود  او نیست، در واقع چکی بانکی می‌کشد که در آن بانک اصلاً حساب ندارد. ما  نباید مشوق و محرک این قبیل اعمال فریب‌آمیز باشیم.
چـرا مـثـل … نـیستی؟

با مقایسه کـودکـان، آنـهـا احـسـاس مـی‌کـنـنـد در مرتبه پایین‌تری قرار  گرفته‌اند و این راه مناسبی برای وا داشتن آنها به فعالیت نیست. زمانی که  کودک خود را پایین‌تر از دیگری احساس کند، روحیه خود را می‌بازد و دست از  فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را بر  اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید.

چی بهت گفتم؟
چرا سوالی را می‌پرسید که خودتان جواب را می‌دانید؟ انتظار دارید کودک چه  پاسخی بدهد؟ وقتی می‌پرسید: لباست را کجا پرتاب کردی؟ لبخندی موذیانه  می‌زند و می‌گذرد. اگر از رفتار او رنجیده‌اید بگویید: «من متاسفم که  مجبورم برای بار سوم تکرار کنم که لباست را روی چوب لباسی آویزان کن».
 
ندو وگر نه می‌افتی
علی‌رغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن این نوع جملات باعث می‌شود کودک بیفتد، زیرا به او القا می‌کنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش می کند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این موارد بگویید: «قبل از دویدن از محکم بودن بند کفش‌هایت مطمئن باش». در  این صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کرده‌اید نه ناتوانی کودک.
شوخی کردم
دست انداختن کودک اگر چه ظاهراً شرایط را شاد می‌کند ولی در واقع به شدت  مخرب است. هنگامی که کودک عصبانی است، خندیدن به او باعث می‌شود احساس  بدتری پیدا کند. شما به عنوان والدین کودک وظیفه دارید او را حمایت کنید نه اینکه باعث اذیت و آزار او شوید. اگر چنین منظوری ندارید هنگامی که کودک  ناراحت است شاد نباشید.

[ بیست و یکم دی 1391 ] [ 23:24 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

برای عرض تسلیت:

[ بیست و یکم دی 1391 ] [ 23:21 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

درس هایی بزرگ برای زندگی بهتر

درس هایی بزرگ برای زندگی بهتر

1.خوب عمل کردن بهتر از خوب سخن گفتن است

یک ضرب المثل فارسی هست که می گوید:" دو صد گفته چون نیم کردار نیست". این دقیقا همان چیزی است که فرانکلین در تمام زندگی خود به آن عمل کرد و اصلا به همین دلیل او را مرد عمل نامیدند.

 

2. کار امروز را به فردا واگذار نکنید

اگر از آن دسته آدم هایی هستید که همیشه به امید رسیدن به فردا کارهای امروز را حواله فردا می کنید، چندان نباید به آمدن فردا مطمئن باشید، چراکه شما همیشه در امروز هستید و فردا حالا حالا ها برایتان نمی آید.

 

3. شکست در آماده شدن برای کار، شما را آماده شکست می کند

در ابتدای راه رسیدن به هدف، فکر کردن به شکست می تواند بدترین گزینه ممکن باشد. خوشبینی و امیدواری به آینده پیش رو شما را از شکست دور به آنچه می خواهید نزدیک خواهد کرد.

 

4. وقتی به تغییرات پایان دهید، خودتان هم تمام می شوید

بسیاری از ما در حالی از تغییر فراری هستیم که دیگران با پذیرش تغییرات توانسته اند، بدعتی نو بیافرینند و خلاق شوند. مبارزه با تغییر و دگرگونی و ثابت ایستادن بر آنچه که از اول وجود داشته تنها انرژی و زمان را از ما می گیرد.

5. آدم ها سه دسته اند: "بی تحرک، مشتاق برای حرکت و پر تحرک"

پرتحرک ها همان هایی هستند که به آنچه فکر کرده اند، عمل می کنند، مشتاقان برای حرکت اصولا افکار زیادی در سر دارند، اما چندان اراده ای برای عمل در وجودشان پیدا نمی شود و کم تحرک ها هم یه گوشه لم داده اند تا معجزه بیاید و کارشان را انجام دهد!

 

6. از اشتباه نترسید تا شکست را بشناسید و بتوانید به راه خود ادامه دهید

به خود فرصت اشتباه کردن را بدهید. آنانکه از اشتباه کردن می ترسند، در واقع شانس آزمودن فرصت های تازه را از خود می گیرند و این یعنی راه را بر پیشرفت خود می بندند.

 

7. فرصت ها را در اولین فرصت بقاپید

آنچه ما بدان شانس می گوییم در واقع فرصتی است که یکبار در خانه مان را می زند و ما اگر قابلیت لازم را داشته باشیم در اولین فرصت در را به رویش باز می کنیم و آن را به چنگ می آوریم

8. پشتکار مادر خوش شانسی است

شانس، هوش، توانایی، پول و هر عامل دیگری در انجام یک کار تنها زمانی اثر واقعی خود را نشان می دهند که پشتکار هم در کنار آنها قرار گیرد. افراد موفق و خاص بیش از هر چیز به پشتکار خود بها داده اند.

 

9. (در دنیا) سه چیز خیلی سخت هستند: فولاد، الماس و خودشناسی


کارآفرینان و افردا موفق نه از فضا آمده اند و ساکن مریخ بوده اند، آنها تنها یک برگ برنده بسیار مهم خود را رو کرده اند و آن هم خودشناسی است. آنها داشته ها و نداشته های خود را به خوبی می شناسند و می دانند برای چه زنده هستند.

 

10. چه کسی بیشتر از خودتان شما رافریب می دهد؟

فکر کردن به اینکه دیگران چه آسیب هایی به ما زده اند، یکی از افکار روزانه بسیاری از ماست، غافل از اینکه این افکار خودمان است که بیشترین ضربه را به ما وارد می کند.

 

11. توانایی و ایستادگی کلید هر قفلی است

مشکلات طاقت فرسا می توانند به سادگی ما را به دست کشیدن از کار ترغیب کنند، اما راه تسلیم نشدن در برابی مشکلات طاقت فرسا تنها استفاده از توانایی ها و ایستادگی در برابر مشکلات است.

 

12. تراژدی زندگی این است که خیلی زود پیر می شویم و خیلی دیر عاقل

اگرچه این یک واقعیت است که دانایی حاصل تجربه است و دانایان معمولا ریش سفیدها را می گویند، اما آگاهی داشتن نسبت به کاری که انجام می دهیم ارتباطی به سن و سال ندارد و هر کسی می تواند با آگاهی خود به فردی عاقل تبدیل شود.

[ هجدهم دی 1391 ] [ 0:54 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

مواظب باش !

مواظب باش !

روز یواش یواش شب میشد

شب ، یواش یواش روز میشود

بعضی ها مثل روزند ومثل روز روشنی وصفا دارند ولی

نباید مغرور باشند چون ممکن است آرام آرام دچار ظلمت

وتاریکی وگناه شوند و

بعضی ها مثل شبندتاریک وظلمانی اند ولی نبایدمایوس

باشند چون ممکن است به نور ونورانیت راه پیدا کنند و

سرانجام همان شوند که خدا میگوید وخدا میخواهد .

پس ناامید نباید بود .

[ هجدهم دی 1391 ] [ 0:49 ] [ A.SHAFAIEH ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،